عبيد الله بن عبد الله ابن خرداذبه ( مترجم : سعيد خاكرند )

44

المسالك و الممالك ( فارسى )

آنجا تا تجاب چهار فرسخ ، سپس تا سمارم پنج فرسخ و تا سياه پنج فرسخ ديگر و از آنجا تا بورجان هفت فرسخ و از بورجان تا كيبالى شش فرسخ ، آنگاه تا خان ابرار و از آنجا به اصفهان راه ادامه مىيابد . راه از اصفهان تا رى از يهوديه 322 تا برخوار 323 سه فرسخ و از آنجا تا رباط وزّ هفت فرسخ ، سپس تا انبارز پنج فرسخ و از انبارز تا اضعافه شش فرسخ ، سپس تا دفار چهار فرسخ و تا باذ پنج فرسخ ديگر ، آنگاه تا ابروز پنج فرسخ و از آنجا تا حواضر نه فرسخ ، سپس تا مقطعه پنج فرسخ و از آنجا تا قارص نه فرسخ ، از قارص تا قم شش فرسخ و از قارص تا دير هفت فرسخ ، از آن محل تا دزه هفت فرسخ و تا رى نيز هفت فرسخ راه باشد . راه بغداد تا بصره از بغداد تا مدائن ، حميد بن سعيد گفت : « ياد يار المدائن * أنت زين المساكن » آنگاه تا دير العاقول 324 و بعد تا جرجرايا ، جبل ، فم الصلح 325 ، واسط ، نهرابان ، فاروث 326 و سپس تا دير العمال و از آنجا تا الحوانيت ؛ سپس در باتلاق و پس از آن در جلگه‌هاى بىدرخت حركت مىكنى تا رودخانه ابى الاسد ؛ و سپس در دجله العوراء و آنگاه در رود معقل و پس از آن در فيض البصره به حركت خود ادامه مىدهى . راه سرمن‌رأى تا واسط توسط بريد « * » از سرمن‌رأى تا عكبرا 327 نه سكه ، سپس تا بغداد شش سكه و از

--> * بريد : كلمه‌اى است فارسى و در اصل بريده ذنب ( بريده دم ) بوده است ، بعد كلمهء بريد را بدون قسمت آخرش نوشته‌اند ؛ اين كلمه معرب شده و تخفيف يافته است . به استر و پيكى كه بر آن سوار شود بريد گويند و نيز سكه‌هائى كه در طول راه بنا شده بريد نام دارد ، زيرا در هر سكه استر بريد نگهدارى مىشود و فاصلهء ميان هر دو سكه در حدود دو فرسخ است . ( مفاتيح العلوم / خوارزمى / ص 65 ) .